|
||||
فهرست اصلی :
صفحه اصلی
نسخه RSS وبلاگ :

نسخه ATOM وبلاگ :

دیکشنری:
نویسنده :
میکائیل جانبازی (240)
صفحات خارجی :
جستجوگر وبلاگ ها
جستجو در وبلاگ :
لینكدونی :
خفستان - -
آرشیو لینكدونی
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
نمایش آی پی شما:
روز نگار:
سخن روز:
حدیث روز:
اوقات شرعی:
جستجوی دامنه:
تصویر روز:
مشخصات شما:
مشخصات مرورگر شما:
لیست وبلاگ های ثبت نامی:
لیگ برتر ایران:
Powered by azmabepors.com
طراح قالب : میکائیل جانبازی
Powered By
میکائیل جانبازی
مسیر المپیاد
ارسال شده در تاریخ سه شنبه 9 تیر 1388 و ساعت 12:09 ق.ظ
بسمه تعالی
با عرض سلام به همه
یکی از دوستان در پست قبلی من، نظری را ارسال کرد و عرض نمود که مسیری که من برای المپیاد طی کردم را بنویسم من هم به خاطر همه ی جوانانی که در منطقه محروم هستند و فکر می کنند این مسیر نا ممکن هست می نویسم امیدوارم که کمکی بتونم به همه بکنم و موفقیت همه جوانان با استعداد ایرانی رو ببینم
شروع داستان راهیابی من به مسابقات
من تا تابستان اول دبیرستان (1381) چیزی از کامپیوتر نمی دونستم. در تابستون سال 81 یک کلاس آموزشی مقدماتی سیستم عامل داس در یکی از آموزشگاه های شهرستان شرکت کردم.
و در طی دوره ها متوجه شدم که به کامپیوتر خیلی علاقمند هستم بعد از اتمام کلاس رفتم یک سیستم خریدم و مشغول کار شدم. عشق و علاقه من به کامپیوتر باعث شده بود شب تا صبح پشت کامپیوتر باشم و با اینکه شاگرد اول کلاس مدرسه بودم از لحاظ درسی افت کنم در سال دوم دبیرستان از شاگرد اول به شاگرد سوم و همینطور افت درسی ادامه داشت. عشق و علاقه من به کامپیوتر باعث شد تا شب و صبح پشت کامپیوتر باشم و از خیلی چیز ها غافل شوم.
در سال دوم دبیرستان هنگامی که به یک شرکت خدمات کامپیوتری در شهرستان برای پرینت مطلبی رفتم اون شرکت وقتی کارمو دید از من دعوت کرد تا کمکش کنم
منم وارد اون شرکت شدم و از مقدار چیزهایی که صاحب شرکت داشت بهره مند شدم(همینجا ازشون تشکر می کنم) . چون شرکت باعث شد من نرم افزارهایی رو که کار نمی کردم رو مجبور به یادگیری شوم و شب تا صبح در خانه مشغول یادگیری اونم نه کلاس نه هیچی از کتاب و اینکه همه جای نرم افزار رو زیر و رو میکردم . در آخرهای سال سوم دبیرستان سال 83 داشتم از شرکت می رفتم خانه که دیدم یه پارچه ای تو شهر ما زدن و گفتند المپیاد مهارت برگزار میشه از جوان های زیر 22 سال ثبت نام می کنند و برای ثبت نام به یکی از آمورشگاه های فنی و حرفه ای مراجعه کنید و منم رفتم لیست رشته ها رو دیدم و صاحب شرکت گفت که می تونی در 2 رشته شرکت کنی و هرکدوم رو که اول شدی بری به مرحله استانی منم چون به خاطر کارهای شرکت از نرم افزار های word و excel و photoshop استفاده می کردم ، و بیشتر کارم طراحی وب سایت بود در دو رشته نرم افزار و طراحی وب شرکت کردم(در مرحله شهرستانی) و مدارکمو دادم به یکی آموزشگاه های فنی و حرفه ای.
بعد از تحویل مدارک دیدم برای رشته ی نرم افزار باید آیتم های word و Excel و access و Powerpoint و Photoshop رو بلد باشم و منم 3 تا رو بلد بودم به خاطر کارهای شرکت(البته نه در حد المپیاد بلکه در سطح رفع و رجوع کارهای مردمی که برای خدمات کامپیتوری به شرکت مراجعه می کردند) مجبور شدم 2 تا نرم افزار جدید رو به همراه نرم افزارهای قبلی یاد بگیرم. و کمی هم وب کار میکردم چون احساس میکردم وب سایت رو قوی تر از نرم افزار هستم.
تا روز المپیاد مرحله شهرستانی، کارت دو رشته را گرفتم و رفتم به فنی و حرفه ای شهرستانم و وارد سایت امتحانات شدم اسم من روی کامپیتور طراحی وب و نرم افزار نوشته شده بود و منم باید هر دو تا رو ازمون می دادم تا اینکه در صورتی که در یکی اول شدم و در یکی دیگه دوم اونی که اول شدم راه پیدا کنم به استانی.منم چون وب رو بیشتر بلد بودم رفتم و پشت سیستم وب نشستم . نماینده ای از فنی و حرفه ای استان که برای نظارت اومده بود دیدم به من گفت فقط یک رشته میتونی شرکت کنی و دو رشته لغو شده منم مونده بودم کدوم رشته رو انتخاب کنم. رشته وب که بیشتر بلد بودم یا نرم افزار.
ناخودآگاه از روی سیستم وب بلند شدم و پشت سیستم نرم افزار نشستم با اینکه نرم افزار 15 نفر شرکت کننده در مرحله شهرستانی و وب فقط 1 نفر شرکت کننده داشت.
آزمون شهرستانی شروع شد منم پشت سیستم نرم افزار (همش خدا خدا می کردم که سوال وب راحتر نبوده باشه و من پشیمون بشم) . به لطف خدا تو نرم افزار اول شدم و راه پیدا کردم به مسابقات استانی.
حالا احساس میکردم مسئولیتم بیشتر شده شروع کردم به کار کردن دیگه ایندفعه بدون کتاب نشستم پشت سیستم و تمام جاهای این 5 تا نرم افزار رو می رفتم و همه جا سرک می کشیدم. و همیشه چیزهای جدید یاد می گرفتم البته فنی و حرفه ای شهرستان هم یک کلاس برای آمادگی من گذاشت که اونم خوب بود.
تا روز مسابقات استانی که من به مرکز استان برای امتحان رفتم. متوجه شدم در رشته وب یک نفر هست که پارسال در مسابقات کشوری مدال طلا گرفته و در اردوی مسابقات جهانی فنلاند بوده ولی متاسفانه حذف شده و سال بعد(همین سالی که من برای اولین بار شرکت کردم) شرکت کرده همونجا متوجه شدم که اگه من از رشته وب میومدم 100% حذف بودم چون رقیبم هم تجریه داشت هم بیشتر بلد بود.
ولی رشته نرم افزار یک نفری شرکت کرده بود که از بین 10 نفر شرکت کننده رقیب اصلی تر من بوده اونم مسابقات سال قبل در مرحله استانی حذف شده و اومده بود که امسال بره کشوری.هم تجربه داشت و هم اینکه بلد بود. روز رقابت شروع شد و من هم شروع به آزمون دادن.آزمون ها رو خوب دادم و اول شدم در مرحله استانی ، و وارد مرحله کشوری شدم.
طراحی وب هم همونی که گفته بودم مدال کشوری داشت اومده بود بالا اگه من اون رشته بودم تا الان 100% تو این مرحله برای جهانی نبودم
قبل از مسابقات کشوری مسئولیت خودم را سنگین تر می دیدیم دیگه من نماینده یک شهرستان نبودم بلکه نماینده یک استان اونم از یک شهرستان بسیار محروم.شهرستانی که هیچ امکاناتی مثل اینترنت ، استاد خوب و غیره رو نداشت. من برای استفاده از اینترنت مجبور بودم به شرستان های دیگه وصل شوم و از اینترنت اونم به صورت محدود استفاده کنم چون پول تلفن سر به فلک می کشید.
حالا من نماینده استان مازندران در مسابقات کشوری بودم قبل از مسابقات کشوری یک کلاس آمادگی برای کشوری هم گذاشتند و استاد من در استان خیلی برام زحمت کشید که از اونم تشکر می کنم .
مسابقات کشوری شروع شد اونم در استان آذربایجان غربی(ششمین دوره المپیاد) منم برای اولین بار پا به این مسابقات گذاشتم. مسابقه ای که در اون اغلب شرکت کننده ها تجربه کشوری سال های قبل و 6 نفر از بچه ها تجریه اردوی جهانی داشتند ولی چون به مسابقات جهانی راه پیدا نکرده بودند اومده بودند که برای کشوری مدال بیارن و به اردوی ژاپن راه پیدا کنند و برن جهانی.همه انگیزه هاشون بالا بود.منم برای اولین بار اونها رو میدیدم میگفتم عجب ادم هایی هستند.
شب قبل از ازمون همه جمع شدیم در یک اتاق و شروع به معرفی خودشون کردن.یکی می گفت من اینو بلدم یکی اونو، منم تو دلم میگفتم خدایا اینا خیلی قوی هستند من چی..تا نوبت به من رسید خودمو معرفی کردم گفتم هیچی بلد نیستم همه خندیدن.چون چیزهایی که من بلد بودم در مقابل اونها هیچ بود(تضعیف روحیه یعنی این)
روز افتتاحیه وقتی رفتیم سالن افتتاحیه، مسئول رشته ما وقتی صحبت کرد مطلبی رو بیان کرد که من خیلی جا خوردم اون گفت علاوه بر نرم افزار photoshop نرم افزار Corel هم هست و شما باید با Corel کار کنید.
من هیچ وقت این نرم افزارو ندیده بودم چه برسه به کار کردن و اینم باعث تضعیف هرچه بیشتر روحیه من شد.روز اول امتحان Word رو دادم و خوب بود و جزو 5 تای اول بودم (البته نمره ها مخفی بود بعدا متوجه شدم بعد از اعلام نتایج) جالبه من که اون شب گفته بودم هیچی بلد نبودم وانا میگفتد من فلان چیرو بلدم جزو 5 تای اول کشور بودم یعنی اونایی که این همه می گفتند من بلدم چی شدند؟؟؟؟؟
خوب روز دوم هم Excel بود بازم خوب دادم و جزو 5 تای اول بودم
روز سوم هم Access جزو 5 تای اول..می رسیم به روز آخر یعنی گرافیک شامل PowerPoint و photoshop و نرمافزار Corel که من تا حالا باهاش کار نکردم. متاسفانه از رتبه 5 رسیدم به رتبه های آخر و در مجموع همه نرم افزارها شدم هجدهم.خیلی ناراحت بودم که چرا نرم افزار عوض شد و من کار نکردم.به استانم با دست خالی برگشتم و از فردای اون روز شروع کردم به کارکردن برای دوره بعد که بازم انتخابی برای اردوی ژاپن بود چون مسابقات جهانی هر دو سال برگزار میشه و ومسابقات ملی هر سال.نفرات برتر هر سال به یک اردو می روند و امتحان میدن تا یکی می مونه که انتخاب می شه.دوره ششم و هفتم انتخابی برای ژاپن بود.
منم چون ششمین دوره نتونستم مقامی بیارم باید سعیمو در مسابقات هفتمین دوره میکردم تا شاید مدال بیارم و به اردو دعوت شوم.
از فردای ششمین دوره شروع به کار کردن کردم ، نرم افزارCorel رو یاد گرفتم گفتم شاید این دفعه هم بگن که نرم افزار عوض شده نشستم Freehand هم یاد گرفتم و خیلی تمرین کردم
منم 1 سال فرصت کار کردن داشتم و از این فرصت استفاده کردم از اینترنت و سایر منابع کمک گرفتم و خوب کار کردم و چون یک دوره تجریه داشتم می دونستم چی باید کار کنم و کجا ها رو کار کنم و مشغول تمرین شدم
تا شروع هفتمین دوره دیدم بعد از یک سال ثبت نام شروع شد منم رفتم مرحله شهرستانی شرکت کردم
و اول شدم و استانی هم اول شدم و وارد مرحله کشوری شدم در کشوری سوم شدم و مدال گرفتم و بعد از یک ماه به اردوی مسابقات جهانی ژاپن دعوت شدم.داشتم به هدفم که رسیدم به مسابقات جهانی بود می رسیدم
اردو با حضور 5 نفر از بچه ها شروع شد، هم بچه هایی که تو ششمین دوره(که با هم مسابقه داده بودم سال قبل) و هم بچه های هفتمین دوره شروع شد.
مراحل آزمون حدفی را گذروندم و تا آزمون یکی مونده به آخر که متاسفانه حذف شدم.اونم خیلی توش بحث داشت ولی به هر ترتیب حذف شدم.
با دست خالی بازم برگشتم به شهرستانم. دیدم فرصت سنی دارم و می تونم دوره هشتم و نهم که اتخابی برای اردوی جهانی کانادا بود رو شرکت کنم.
نشستم بعد از یک هفته حذف از اردوی ژاپن شروع به تمرین دوباره. سوالات کشوری و استانی و شهرستانی دوره های قیل رو کار کردن سوال جهانی های قبل رو کار کردم و در کنارش هم شروع به مطالعه کتاب های الکرتوینیکی مخصوص Office
بعد از حدود 4 ماه از حذف از اردوی ژاپن مرحله هشتم شروع شد و منم بازم رفتم ثبت نام کردم
خیلی از بچه هایی که سال های قبل بودند و تجریه داشتند مثل من بودند.ولی کسی از اردوی ژاپن از(5 نفر) نبود چون شرایط سنیشون نمی خورد و همچنین چون اردوی جهانی هم آموزشش در سطح بالایی هست و هم آزمون هاش ، و داشتن تجربه اردوی جهانی خیلی برای من مفید بود
هشتمین دوره شرکت کردم و همینطور مسابقات شهرستانی و استانی رو پشت سر گذاشتم و دوباره در کشوری مدال گرفتم و تضمین کردم حضورمو در اردوی کانادا.باید صبر می کردم تا حدود 1 سال که بچه های نهمین دوره هم امتحان بدن و اونایی که مدال آوردن بیان تو اردو تا اردو شروع شه منم که حق شرکت نداشتم چون انتخاب شده بوده برای اردوی کانادا دیگه نمی تونستم نهمین دوره شرکت کنم که دوباره انتخاب بشم برای اردوی کانادا پس باید صبر می کردم تا 50% از افراد بعدی مشخص شوند تا اردو شروع شود. 50% که در هشتمین دوره مشخص شده بود که یکشون من بودم.
نهمین دوره با یک تفاوتی شروع شد من که مسابقه دهنده نبودم بعد از مسابقات نهمین دوره فهمیدم که ورژن نرم افزار Ofiice از 2003 به 2007 تغییر پیدا کرد و بچه های نهمین دوره ورژن 2007 امتحان دادند منم که مطمئن شدم مسابقات جهانی ورژنش 2007 هست مجبور شدم بنشینم و کلیه نرم افزار ها رو با ورژن بالا کار کنم جدود 6 ماه فرصت داشتم تا اردو که شروع می شه خودمو برسونم به بچه هایی که 2007 کار کرده بودند.
الحمد الله با اینکه من به 2003 عادت داشتم ولی با گذر زمان به 2007 عادت کردم اولا کار باهاش برام خیلی سخت و گیج کننده بود ولی تونستم تو 6 ماه این عیبمو برطرف کنم.
اردوی مسابقات جهانی کانادا شروع شد و از ما دعوت شد که بریم وارد اردوها بشیم نکنه جالب که تعداد افراد دعوت شده به اردوها 13 نفر بود در حالی که اردوی ژاپن 5 نفر بود.
در کل اردوها شروع شد و من اولین آزمون اردوی جهانی خودمو در اصفهان دادم و متاسفانه چون دور از جو مسابقات بودم بعد از 1 سال و 4 ماه اولین مسابقه رو بعد از مسابقات هشتمین دوره دادم نتونستم توانایی خودم رو نشون بدم و احتمال حذفم هم بود
ولی سازمان فنی و حرفه ای از 13 نفر رشته نرم افزار 3 نفر را حذف کرد و 10 نفر به مرحله دوم راه پیدا کردند
بعد از 2 ماه دومین امتحان را من در شهر کرج دادم و تونستم خودمو نشون بدم و با اختلاف اول شدم.
در مرحله دوم 7 نفر حذف شدند و موندیم 3 نفر
نوبت به شروع اردوی مرحله سوم بود . چون مرجل اول و دوم در استان برگزار می شد یعنی استان باید برای من مربی می گرفت و آزمون می دادیم و چند نفر حذف می شدند ولی وقتی وارد مرحله سوم شدم و 3 نفر هم موندیم با توجه به اهمیت موضوع اردوهای ما دیگه در استان های خودمون برگزار نشد همه ما به تهران اومدیم و از آموزش های مساوی برخوردار شدیم
حدود 2 ماه در تهران بودیم و از کلاس ها استفاده می کردیم. تا نوبت شد به آزمون مرحله سوم.
آزمونی که یکی می موند و 2تا حذف می شدند.اونی که می موند می رفت به مسابقات جهانی کانادا و اونی که حذق می شد بر می گشت به استانش و منم ازمونو دادم و این بارم اول شدم و اینطور بود که انتخاب شدم برای مسابقات جهانی کانادا.
ایندفعه با دست پر به شهرستان محروم خودم برگشتم. احساس خوبی داشتم دینم رو به شهرستان ادا کردم
چون عامل موفقیت من همین شهرستان محروم بود.بچه های استان هایی مثل تهران و اصفهان و مشهد و غیره که در امکانات بودند قدر آن را نمی دانستند ولی ما تا یک امکاناتی در اختیار ما قرار می گرفت نهایت استفاده را می کردیم.
رمز موفقیت من همین بودن در شهرستان محروم هست.
در پست بعدی مشکلاتی که تو اردوها رود را براتون توضیح می دم
در اخر هم از آقای هوشنگ علیزاده (مسول فنی و حرفه ای شهرستان) - آقای محمدرضا صدیقی(مربی اولین دوره شهرستانی)- آقای سید مجتبی حسینی(مربی استانی) - آقای ایرج یدالهی(مسول المپیاد استان)- اقای موسوی (معاونت آموزشی فنی و حرفه ای استان) - و آقایان فریدون محسنی- محمود ولیپور - بهرام علیزاده - مهرداد مرادنژاد - عباس علیپور(صاحبان شرکت هایی که من اونجاها بودم) تشکر ویژه دارم و توفیق روز افزونشان را از خداوند متعال می خواهم.
به امید دیدار و اینکه بتونم کمکی کرده باشم
میکائیل جانبازی
- [ ]
[ تاریخ ویرایش : - - - ]
[ نویسنده : میکائیل جانبازی ][ موضوع : المپیاد , ]
[ پیام شما [ ] ][ لینک ثابت مطلب ]
[ بالای صفحه ]
المپیاد
ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 7 خرداد 1388 و ساعت 02:15 ق.ظ
به نام خدا
با عرض سلام خدمت همه بازدیدکنندگان
بعد از قریب به 8 ماه اردو (5 ماه غیر متمرکز) و 3 ماه متمرکز در تهران موفق شدم نفر اول اردوها شوم و به مسابقات جهانی راه پیدا نمایم
خدا را شکر می کنم که از شهرستان سوادکوه توانستم به این مقام دست پیدا کنم
از همه شما عزیزان تقاضا دارم تا بنده را در مسابقات جهانی که در شهریور امسال در کشور کانادا برگزار خواهد شد دعا نمایید
با تشکر
- [ ] [ تاریخ ویرایش : - - - ]
[ نویسنده : میکائیل جانبازی ][ موضوع : المپیاد , ]
[ پیام شما [ ] ][ لینک ثابت مطلب ]
[ بالای صفحه ]
عذرخواهی
ارسال شده در تاریخ دوشنبه 3 فروردین 1388 و ساعت 08:11 ب.ظ
به نام خدا
با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز و همراهان همیشگی خودم
شرمنده که نمی تونم زود به زود وبلاگم رو آپدیت کنم
این روزها به دلیل حضور در اردوی پایانی و تخصصی چهلمین مسابقات جهانی(کانادا 2009) و حضور در اردوها در تهران دسترسی زیادی به اینترنت ندارم و نمی توانم زود به زود آپدیت نمایم
از همه شما عزیزان پوزش می خواهم و از شما درخواست دارم که بنده حقیر را بخشیده و دعا نمایید
با ارزوی موفقیت برای همه ی شما عزیزان
میکائیل جانبازی
سوم/ فروردین /هشتادوهشت
- [ ]
[ تاریخ ویرایش : - - - ]
[ نویسنده : میکائیل جانبازی ][ موضوع : عمومی , ]
[ پیام شما [ ] ][ لینک ثابت مطلب ]
[ بالای صفحه ]
تبریک نوروز
ارسال شده در تاریخ شنبه 1 فروردین 1388 و ساعت 09:02 ب.ظ
به نام خدا
خورشید از میعادگاه نخست، باز آغاز سفر میکند؛ سفری که سوغاتش برای زمینیهای منتظر، فرصت دیگری است تا محبت را در گره بین دستهاشان بکارند و دل به استقبال نیکی، آیینه بند ! ان کنند. لبخند خورشید بیجواب نماند وقتی سرک میکشد به این خانه.
دوستان عزیزم
امیدواریم سال 1388 سالی نیك و همراه با بهروزی برایتان باشد.
سال نو مبارك. - [ ]
[ تاریخ ویرایش : - - - ]
[ نویسنده : میکائیل جانبازی ][ موضوع : عمومی , ]
[ پیام شما [ ] ][ لینک ثابت مطلب ]
[ بالای صفحه ]
مطلب 62
ارسال شده در تاریخ یکشنبه 11 اسفند 1387 و ساعت 01:53 ق.ظ
مثل برمودا


.
مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست؟
بله مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. رأس آن نزدیک جزیره برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف جزیره برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در محاسبه نمیشود. وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: «یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد.» این محل فتنهانگیز و تقریباً باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند. آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیرعادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیرطبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا و اعماق آن ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی،
ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا وسایلی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی گذشته و حال ما انسانها به كره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیرطبیعی برای توجیه این وقایع باشد. یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیستم، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف برمودا ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کایس ، نوعی نیروی شیطانی القاء شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس قرار دارد که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام «در مورد بشقاب پرندهها» مینویسد ، ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مذكور ربط میدهد. به عقیده جساپ ، یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که این نیروها چگونه کنترل شده و میتواند باعث نامرئی شدن گردد. (نظریه میدان واحد انیشتین جساپ را مجذوب کرده بود) ، جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجهگیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.
حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد. ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربههای ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی میدهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود میچرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب میكند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودالهایی در این منطقه، مولد آشفتگیهای جاذبه ای و مغناطیسی میباشد كه در نتیجه آن دستگاهها از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل میكند كه گاهی مرگبار است.
وی میگوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربههای ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود میكشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودالهای آبی و پس از آن گودالهای هوایی پدیدار میشوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت میكند و حركتی گردشی به خود میگیرد و در امتداد خود، جریان هوا را میراند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه میافزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، میتوان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.
تاریخچه مختصری از مثلث برمودا :
بر طبق اظهار محققین مربوطه ، کریستوفر کلمبوس ، اولین کسی بود که سندی را در این مورد ارائه داده است . او گفته است ، که با همسفران خود ، در افق آن منطقه ، شاهد رقص نورهایی بودهاند ، که بسیار شگفت انگیز بودو شعله هایی را در آسمان مشاهده کرده اند.او در جای دیگری ، در یاد داشت هایش نوشته است ، که شاهد اختلالات و عکس العمل هایی ، در قطب نمای خود بوده است .
ذکر سه مورد از اتفاقات غیر مترقبه فراوان ، که در مثلث برمودا رخ داده است :
1- در 28 دسامبر 1948 ، هواپیمای مدل Douglas DC-3 ، به شماره NC16002 ، در حالیکه از سان خوان پرتریکو ، به میامی در پرواز بوده است ، مفقود شدهاست و هیچ اثری از هواپیما و 32 نفر سرنشین آن بدست نیامده است .
2- هواپیمای مسافربری مدلAvro Tudor IV، در حالیکه در مسیر برمودا به جامایکا در پرواز بوده است ، بدون بدست آمدن هیچ گونه اثری، در 17 ژانویه 1949 مفقود شده است .
3- در 28 ماه اوت 1963 ، دو فروند هواپیمای مدل KC-135 Stratotankers نیروی هوایی آمریکا ، در این نقطه با هم برخورد کردند و به داخل دریا سقوط نمودند .
مجموعه ای عظیم از موجودات ساکن در اعماق دریاها در مثلث برمودا یافت شده است. تعداد و تنوع موجودات بسیار کوچکی که در بررسی اعماق دریاها در ناحیه مثلث برمودا در دریای آتلانتیک یافت شده است ، سبب شگفتی و حیرت دانشمندان و محققان شده است .
در طول یک سفر دریایی تحقیقاتی 20روزه که بتازگی انجام شد، محققان با استفاده از تورهای مخصوص صید موجودات آبزی و تجهیزات غواصی اعماق 5هزار متری از سطح اقیانوس ها را مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند .
در تحقیقات پیشین تنها اعماق کمتر از هزار متر از سطح اقیانوس ها مورد مطالعه قرار گرفته بود. این در حالی است که در سفر دریایی اخیر محققان به اعماق اقیانوس ها، جانوران متعددی شامل جانوران ریز شناور در سطح دریاها (زئوپلانکتون ها)، موجوداتی از خانواده میگوها، ماهی های مرکب (سرپایان)، کرمهای شگفت انگیز و ستاره های دریایی جهنده که در یک موزه زیردریایی گردهم آمده بودند، یافت شده است .
به نظر می رسد از میان بیش از هزار موجود زنده مختلفی که در این سفر تحقیقاتی جمع آوری شده است، برخی از موجودات دربردارنده خصوصیات گونه هایی از موجودات زنده باشد که در علم جانورشناسی توصیف نشده اند و بنابراین به عنوان گونه های جدید جانوری به ثبت خواهند رسید.
نتایج به دست آمده از این تحقیقات، اطلاعات جدیدی درخصوص تنوع جانوران ژلاتینی بسیار ریز در سطح دریاها فاش کرده است که از آنها به عنوان چسبنده ترین و بی شک شکننده ترین و لطیف ترین موجودات ساکن دریاها نام برده شده است.
گفتنی است تنها تعداد معدودی از این زئوپلانکتون های ژلاتینی بدون هیچگونه آسیب به ساختمان بدنی صید شده است .
محققان در تلاش هستند نسبت به زندگی موجودات ساکن در این منطقه و تشابه آنها نسبت به سایر گونه های شناخته شده به اطلاعاتی ارزشمند و قابل توجه دست یابند. این یافته ها به آنها کمک می کند در آینده ای نزدیک از طریق انجام آموزش های مشابه، به فرم کامل تر و دقیق تری درباره زنجیره غذایی و سنجش بهداشت و سلامت اقیانوس ها دست یابند .
صدها نمونه از موجودات صید شده در عرشه کشتی تحقیقاتی با استفاده از بارکدگذاری Dna مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که تفاوت هایی را در میان گونه های جانوری نشان داده است .
این سفر تحقیقاتی بخشی از یک طرح عظیم تحقیقاتی است که تا سال 2010 میلادی فهرست جهانی زئوپلانکتون ها را ارائه خواهد داد و تحت عنوان آمارگیری زئوپلانکتون های دریایی شناخته شده است
[ تاریخ ویرایش : - - - ]
[ نویسنده : میکائیل جانبازی ][ موضوع : مطالب جالب , ]
[ پیام شما [ ] ][ لینک ثابت مطلب ]
[ بالای صفحه ]
مطالب پیشین